سيد محمد باقر برقعى

4097

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

ع عادت ديرين ، سخنم آورد 2519 * عارف و عامى به جستجوى حسين است 3451 عارفان روى چو در كعبهء مقصود كنند 1148 * عارفان مست چو از خانه خمار شدند 540 عاشق آن نيست كه بىدوست قرارى گيرد 1999 * عاشق ز جان خود به ره يار بگذرد 2725 عاشق شدنم ز درد و داغى دگر است 3090 * عاشقان را جانفشانى كسب جانى ديگر است 1280 عاشقان محرم اسرار همند 2627 * عاشقى زارم كه دور از كوى يار افتاده‌ام 981 عاقبت از آشنايان دشمنى ديديم ما 3441 * عاقبت در آتش دل آن‌چنانى سوختم 441 عاقبت سوز درون ، آتش گل‌فامم كرد 3063 * عاقبت عالم ما صلح و صفا خواهد شد 3580 عالم از دست من شيفته پرغوغا بود 1344 * عالم از ما نغمه‌پردازند و خاموشيم ما 739 عالم قرين محن و اندوه و ماتم است 1048 * عالم همه است عالم نور و صفات 1108 عباس چون ز پاى درافتاد زخمدار 3957 * عبادتى كه معلم گه عبادت كرد 3851 عبث تو منع من از مى كنى كه باده ننوشم 2749 * عبور ، فرصت هشيار گام رخوت‌بار 1372 عجب اندر سر زلفش ، گره افكند يار امشب 2292 * عجب اينجاست كه با اين‌همه طرارى دل 1128 عجب نباشد اگر من در آرزوى تو باشم 1572 * عجب نبود اگر چشمان او مستانه مىخوابد 534 عجبى نيست مر آن آيت ربانى را 3761 * عرضه بر جانان ز جان كردم نياز خويش را 890 عزم بازار طلب دارم دل‌وجان مىفروشم 735 * عزم وداع كرد جوانى به روستاى 1619 عسس ، مست به ره افتاده‌اى ديد 3039 * عشق آمد ، مهربانى زنده شد 1494 عشق آمد و از ره خرد دورم كرد 1347 * عشق از آن لحظه كه در كشور دل منزل كرد 1568 عشق به فتواى حكيمان بلاست 3180 * عشق پروازكنان از بر من مىگذرد 3723 عشق تو مىكشاندم شهر به شهر و كو به كو 1568 * عشق توام مذهب و ، جمال تو دين است 2287 عشق در سر دارم و خرم‌دل و روشن‌روانم 3658 * عشق درديست كه با عقل دوا نتوان كرد 3147 عشق را كى مىتوان تفسير كرد ؟ 3882 * عشق رخسار تو اى تازه‌جوان ، پيرم كرد 2555 عشق سر در قدم ماست ، اگر بگذارند 1963 * عشق سودايىام از پرده برون افتاده 3579 عشق شد باعث بدنامى و رسوايى من 3693 * عشق مىورزم و جز عشق نباشد هنرم 2289 عشق يار آمد كه بازم بر سر كار آورد 913 * عشق يعنى لطيف ، يعنى ابر 1799 عشقبازان هواپيشه ، صفا نيز كنند 1409 * عشقبازى كه نظر با رخ دلبر دارد 2784 عشقت برون نموده ز فكرم حساب را 2013 * عشقم ، سرود هستىام ، بيدارم اى مرگ ! 3866 عطر برخاسته از بستر گلهايى تو ! 3732 * عقاب آهنين آسمان‌پوى 92 عقده‌اى مشكل نباشد در جهان ، جز دل مرا 3809